|

در مورد آل زیاد و آل بویه:
فرمانده مرداویج در سپاه
علویان انصار بن شیرویه بود که مرداویج ابتدا انصار را
از میان برداشت و با تصرف گرگان، طبرستان، ری،
اصفهان و همدان، نواحی مرکزی و غربی ایران را گرفت و با
شکست سپاه مقتدر خلیفه عباسی، دامنه ی فتوحات خود را
تا حدود عراق عرب رسانید و اصفهان را پایتخت قرار داد
و چون فرمانده خودش انصار بن شیرویه اعتقاد درستی به
اسلام نداشت و گویا باطناً زرتشتی بود، در زمستان شب
323 هجری قمری در شب جشن سده مقارن با دهم بهمن ماه در
حمام بدست غلامان ترک به خاطر بد رفتاری با آنها کشته
شد و برادرش وشمگیر که از یک طرف با امیر نصر سامانی و
از طرفی با علی بویه در جنگ بود توانست گرگان را برای
خود حفظ کند ولی در محرم سال 357 در شکارگاهی که به
دنبال گرازی می تاخت از اسب به زیر افتاد مغزش پریشان
شد و درگذشت و بعد از او جانشینان فقط در گرگان و
اطراف آن بودند. مهمترین آنها قابوس بن دشمگیر بود که
پادشاهی دانشمند و فاضل و شاعر و ادیب بود و کتاب کمال
البلاغه از اوست.
برادران بویه به ترتیب علی
در اصفهان، حسن در همدان و احمد در شیراز بودند. احمد
به سال 334 هجری بغداد را فتح کرد و خلیفه ی عباسی
المستکفی را بر کنار و چشمانش را میل کشید و به
جای او مطیع را خلیفه کرد و از خلیفه لقب امیرالامرا
را گرفت. عضدالدوله برادرزاده احمد و پسر حسن در 13
سالگی به پادشاهی رسید.
پایتخت خود را شیراز قرار
داد. صبح زود از خواب بر می خواست، به گرمابه میرفت،
جامه تازه می پوشید و پس از ادای نماز به گزارشات وزیر
و نامه های مردم مبادرت می ورزید. در شیراز کاخی با
360 اتاق بنا کرد. بند امیر و بیمارستان عضدی بغداد از
اقدامات اوست. به زیارت علی بن ابیطالب در نجف و مقبره
امام حسین رفت و بقعه ای بر فرار آنها بنا کرد.
در 47 سالگی در گذشت و جسد
او را به نجف در کنار مرقد حضرت علی بن ابیطالب بخاک
سپردند.
ابو علی سینا وزیر شمس
الدوله پسر فخرالدوله برادر عضدالدوله در همدان بود.

|